|
مهدویت |
|
بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرّحیمِ
اعتقاد به مهدویت
اعتقاد
به موعود در همه ادیان توحیدی وجود دارد و
حتی در ادیان غیر توحیدی و مشرک هم نمایان است و در ادیان بشری هم رگه های آن قابل
مشاهده است.
بعضی
این عقیده را عقیده به مصلح و نجاتبخش قلمداد می کنند. عده ای انرا نیروی خیر و
خوبی می دانند وعده ای...
اعتقاد
به مهدویت در بسیاری از ادیان جنبه آرمانی دارد و فقط در تصورات مردم وجود دارد
اعتقاد به وجود حضرت مهدی عجل الله تعالی
فرجه الشریف در مکتب شیعه جایگاه بسیار برجسته ای
دارد و فرقهای بسیار زیادی با موعود سایر ادیان دارد که به برخی از انها در اینجا
اشاره می شود.
خوانندگان عزبز بضاعت اندک و لغزش قلم حقیر را عفو
نموده و با نظرات خود این مطلب را غنی
گردانید... ادامه مطلب را اینجا بخوانید دانلود فایل پی دی اف این پست/200 مگ
ادامه مطلب
+ نوشته شده دریکشنبه 1391/02/24ساعت 19:49توسط اناری
|
|
|
| |
|
افت ظاهرزدگی |
|
افت ظاهر زدگی
تقدیم به سید شهیدان اهل قلم سید مرتضی اوینی؛ اوکه اعماق را دید و
سرود و نهاد و پرکشید.
برای هر چیزی افتی وجود دارد. افت همان خوره ای است که یک عنصر را از
درون و از بیرون می پوساندو اگر به موقع
درمان نگردد شیء افت زده را متلاشی می کند.
یکی از آفتهای دینداری افت ظاهر زدگی است. همه چیز را فقط به ظاهر
مراعات نمودن و عمق و باطنش را ندیدن.
ظاهر زدگی یکی از بزرگترین ظلمها به دین است، مقصودم از ظاهرزدگی،
ظاهرسازی نیست. ظاهر سازی که در عرف شریعت از ان تعبیر به ریا می شود، بخش کوچکی
از ظاهرزدگی است.
متاسفانه در همه عرصه های دینی افت ظاهرزدگی وجود دارد؛ از مسائل
اعتقادی گرفته تا مسائل جزئیِ عملی.
برای بیان مقصود از ذکر چند مثال ناگزیریم:
در عقاید؛ خداوند وسیله ایست برای رسیدن به ارامش یا بهشت یا نجات از
جهنم ...درحالی که فهم ذات مقدس الهی نه از تاک نشانی باقی می گذارد و نه از
تاکنشان. و این همان ظاهرزدگی عقیدتی است.
در اخلاق: اخلاق را در حد تعارفات و آرام حرف زدن و تبسم نمودن و...
تنزل داده ایم در حالی که پشت همین رفتارهای به ظاهر خوب، درندگان زشتخوی نفسانی نهان
است.
در جنبه تبلیغات دینی؛ وقتی می خواهیم حجاب را تبلیغ کنیم حتماَ باید
یک چهره زیبا و نقاشی شده را با چادر مشکی نشان دهیم انگار حجاب فقط نقش کنتراست و
وضوح چهره را برعهده دارد و هنر دیگری ندارد.
در استنباط احکام دین؛ این جمله معروف است که مائیم و ظاهر قران یا
روایت، اما فکر نمی کنیم در ورای این ظاهر دریائی از حکمتِ عقلانی نهفته است و عقل
چراغی است که با ان باید همه جوانب راید نه فقط ظاهر را.
در ذکر گفتن هر روز رکوردی تازه ثبت می کنیم اما دریغ از لحظه ای
تامل و تدبر در معنا.
برایمان حفظ ظواهر مهم است عفت و حیا چندان مهم نیست ظلم نکردن، حق
دیگران را نخوردن، گذشت و ایثار و... چنان اهمیتی ندارد.
ظاهرزدگی خیام را نیز به ستوه اورده است:
تو غره بدان مشو که می می نخوری صد لقمه خوری که می غلام است انرا
حافظ نیز دل خوشی ندارد:
زاهد ظاهر پرست از حال ما اگاه نیست در حق ما هرجه گوید جای هیج اکراه نیست.
لطیفه ای بس دردناک که بارها شنیده ایم را مجدداَ یادآوری کنم؛ شخصی
در حال زنا کردن بود شریکش پرسید چرا چشمانت را بسته ای؟ گفت نگاه کردن به نامحرم
شرعاَ حرام است.
درود خدا بر روح شهید اوینی که خوب اعماق شریعت را شناخت و غرب و
تکنولوژی را به چالش کشید و چه زیبا و بی ادعا پرکشید.
راهش پررهرو باد.
+ نوشته شده دردوشنبه 1391/01/21ساعت 12:1توسط اناری
|
|
|
| |
|
نقد فیلم لحظه دیدار |
| إمام زين العابدين (عليه السلام): انتظار الفرج من أعظم الفرج
همزمان با شروع سال جدید مستندی به نام لحظه دیداربر روی اینترنت قرار گرفت.
این مستند در 6 بخش ساخته شده است. قبلا از این دست کلیپها چند موردی ساخته شده بود: مستند شمع سوخته و همچنین مستند ظهور بسیار نزدیک است نیز از همین قسم است و توسط یک نفر ساخته شده اند.
در مورد این مستند نکاتی قابل ذکر است:
1. در بخش نخست این مجموعه تصاویری از فیلم 2012 پخش می شود گویا هدف القای این نکته است سال 2012 سال ظهور امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف است. و این همان توقیتی(تعیین وقت ظهور) است که در روایات بشدت منع شده است.
2. در بخش دوم این مستند که به نام رویاروئی حق و باطل نامیده شده، ابتدا به برنامه های استکبار در مورد مهدویت، و برنامه ریزی گسترده انان برای سال 2012 می پردازد گویا قرار است ما اعتقادات ناب مهدویت را با خرافات و انحرافات و برنامه های استکباری تفسیر کنیم. و پس از ان به همان شیوه مستند ظهور، به تبلیغ احمدی نژاد و موفقیتهای وی در عرصه های سیاست خارجی مبادرت می ورزد.
3. در بخش سوم این فیلم با نام تحولات دنیای کنونی در روایات، به بررسی روایات و تطبیق انان بر حوادث منطقه می پردازد. در مورد این بخش می توان گفت تطبیق روایات را می توان بصورت احتمال مطرح کرد نه انگونه که در فیلم گفته می شود که قطعاَ چنین و چنان است.
4. بخش چهارم به دیدگاه مقام معظم رهبری در مورد بیداری اسلامی و تحقق وعده ظهور پرداخته شده است. اطمینان به تحقق وعده الهی و منع از سوءالظن به این وعده در کلام مقام معظم رهبری بسیار دلنشین است. این وعده الهی در همه موارد ناظر به بیداری اسلامی و ایجاد تحولی اساسی و پیروزی قطعی امت اسلامی است. در این فیلم پیروزی امت اسلامی مقارن با ظهور امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف انگاشته شده است و این نوعی تحریف معنوی سخنان گهربار مقام معظم رهبری است.
5. بخش دیگر به نام قواعد ظهور است و به سخنان حجه الاسلام پناهیان استناد گردیده است. در این بخش نکات خوبی ذکر شده است. همه این نکات در مورد نزدیکی ظهور است اما نزدیکی امری نسبی است و لزوما به معنای تحقق ان در زمان معینی نیست.
6. در اخرین قسمت این فیلم مصاحبه با حضرت ایت الله قائم مقامی پخش می گردد. و در بخش دوم این قسمت بشارتهای بزرگان نامیده شده است. نکته قابل ذکر این است که بشارت به دیدن حاکمیت و وحدت امت اسلامی تلازمی با ظهور ندارد و می تواند مقدمه ان باشد.
...
به طور کلی می توان گفت ساخت اینگونه مجموعه ها(که به تطبیق مسائل کنونی با روایات ما می پردازد) و انتشار گسترده ان در میان جامعه دارای اسیبهای جدی است از سوئی دیگر، سیاسی کردن روایات ظهور، جفائی به اعتقادات ناب مهدوی است. همچنین تطبیق روایات امری احتمالی است نه قطعی.
انچه در این فیلم نسبت به ان سخت غفلت شده این است که انتظار فرج امری است که فقط ارزش طریقی ندارد بلکه ارزش موضوعی نیز دارد یعنی گشایش امور شما به انتظار فرج است. انتظار فرج یعنی امادگی و خودسازی برای تجهیز سپاه حضرت ولی امر(عج). انتظار فرج یعنی مبارزه مداوم برعلیه ظلم یعنی ساختن جامعه ای مهدوی.
این نکته(موضوعیت داشتن انتظار فرج) در روایات بسیار تاکید شده است. روایتی که در صدر همین مطلب امده است گویای همین امر است.
در پایان از خداوند تبارک و تعالی می خواهیم که ظهور حجت خویش را در زمان حیات ما قرار دهد و چشمان ما را به طلعت جمالش منور گرداند.
-+اللهم عجل لولیک الفرج+-
+ نوشته شده دردوشنبه 1391/01/07ساعت 19:24توسط اناری
|
|
|
| |
|
بشر شــرطی شده! |
|
وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَيْنَا عَلَيْهِ آَبَاءَنَا أَوَلَوْ كَانَ آَبَاؤُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ شَيْئًا وَلَا يَهْتَدُونَ * وَمَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ بِمَا لَا يَسْمَعُ إِلَّا دُعَاءً وَنِدَاءً صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لَا يَعْقِلُونَ (بقره/171)
عصر عجیبی است. عصر پیشرفت، اتم، فضا, ارتباطات و... عصری که برای استفاده بهینه از یک هزارم ثانیه برنامه ریزی می کنند ولی یک عمر را تباه، عصری که به خاطر نجات بچه گربه ای یک تیم مجهز پزشکی بکار میگیرند و همانان صدها زن و کودک را به یکباره به خاک و خون می کشند. هر چه بیشتر پیشرفت می کنیم محدودتر و در انحصارتر واقع می شویم. هر روز علممان به کُرات و منظومه ها بیشتر اما معرفتمان کمتر، هر چه بیشتر به دوردستهای زمین و زمان نظر می افکنیم کمتر جلوی پایمان را می بینیم. کلمات و نکات حکیمانه در دسترس تر اما اعمالمان جنون امیزتر، ابزار ارتباط هرروز فراگیرتر اما فاصله مان بیشتر، کلمات محبت آمیز و عاشقانه، پراستعمال تر از دیروز ولی تنفرمان افزونتر، مسافرتها ساده تر و بیشتر اما گردشمان کمتر، دستیابی به عالمان و فرزانگان سهلتر اما خرافات نمایانتر، اشک ریختن بیشتر و گریه کردن کمتر، وسائل سرگرمی و تفریح فراوانتر اما افسردگیها و دلمردگیها فراوانتر، شیوه های مطالعه متنوع تر(کتب صوتی و دیجیتالی و اینترنت و ...) اما مطالعه به همان میزان کسادتر، درد دل بسیار اما آه هرگز، علم بسیار گسترده و تخصصی اما ضلالت و گمراهی بیشتر.
انسانها سنگدل، دلها بی درد، دردها بی آه، آه ها بی تاثیر شده اند.
پس به کدامین سوی باید نگریست و به کدامین درد نباید گریست؟
براستی چرا؟
به نظر می رسد بشر در یک قالب گیر کرده، آری بشر در یک قالب شرطی شده ای که حاصل فرهنگ و فکر و تکنولوژی و... است، اسیر شده و فرا تر از ان نمی تواند بیندیشد. نمی تواند انسان را منهای تکنولوژی و اقتدار و استبداد و بمب و بردگی و ... تصور کند.
همه چیز بشر تجاری سازی شده است حتی ایده و فکر. همه چیز دچار منفعت گرائی شده است و نمی توان این قالب را در هم شکست.
بعضی از متفکران حتی دین و مذهب را هم عاملی برای شرطی شدن انسان می دانند. این سخن چندان دور از واقعیت هم نیست، دین عامل شرطی شدن انسان است اما دینی که از کلیسا و انجیل گرفته شده است.
دین مبین اسلام برای شکستن این قالبها برنامه های زیادی دارد؛ نفی تعصب ها و تقلیدها و ملی گرائیها و بت پرستیها و... همه و همه برای شکستن همین قالبهائی است که بشریت را بشدت در اسارت خود دراورده. ایه شریفه ای که در ابتدا نقل گردید از همین قسم است.
ترجمه ایه شریفه و چند روایت در این در ادامه مطلب ذکر گردیده است.
به نظر شما جامعه ما چقدر درگیر این قالبهای شرطی شده است؟ نوروز می تواند فرصت خوبی برای شکستن قالبها و بنای اندیشه ای رها باشد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده درپنجشنبه 1390/12/25ساعت 17:26توسط اناری
|
|
|
| |
|
بهــــار در بحــار |
| نوروز در آینه روایات
نوروز روزی است که خورشید به مدار استوا رسیده و اعتدال بهاری(تساوی روز و شب) برقرار شده و امری قراردادی برای مبدا سال شمسی قلمداد می گردد.
نوروز در فرهنگ فارس زبانان(ایران، افغانستان و تاجیکستان) جایگاه ویژه ای دارد و رسوم خاصی در این باب از قدیم الایام رواج داشته است. با طلوع خورشید تابان اسلام در سرزمین ایران این اداب و رسوم جنبه ای نوین و رنگی جدید به خود گرفت. از جمله ادابی که دین مبین اسلام نه اینکه با ان به مخالفت برنخواست بلکه بر آن مهر تایید زد میتوان به این امر اشاره کرد: دید و بازدیدها و صله ارحام و هدیه و عیدی دادن و ادخال سرور و نظافت و پاکیزگی.
در روایات بحار الانوار در مورد نوروز دو روایت نقل گردیده است.
یکی روایت معلی بن خنیس که از امام صادق علیه السلام نقل گردیده است و در ان نکاتی در فضیلت نوروز امده است. و استحباب غسل و نظافت و روزه و نماز در این روایت ذکر گردیده است.
روایت دوم از وجود مبارک امام کاظم علیه السلام نقل گردیده است. در این روایت امده است که: من هر چه سنت جدم رسول خدا را تفتیش کردم اثری از عید نوروز ندیدم و این از رسوم فارس است و خدا انرا محو کرده است و به خدا پناه می بریم از اینکه چیزی را که خدا محو کرده است ما احیاء کنیم.
با توجه به این دو روایت می توان گفت که این دوروایت با هم تعرض دارند و تساقط می کنند. پس نمی توان در روایات از نوروز اثر قابل توجهی در فضیلت نوروز یافت.
اما شکی نیست که هدیه دادن ، صله ارحام و نظافت از امور مورد تاکید دین است چه در نوروز و چه در غیر نوروز.
و از طرفی اسراف، ابطال عمر، غیبت، اختلاط با نامحرم و اموری از این دست که در ایام نوروز مرسوم گشته، حرام است چه در نوروز و چه در غیر نوروز.
بهار طبیعت، شروع بهار معرفتتان باد.
+ نوشته شده درسه شنبه 1390/12/16ساعت 21:3توسط اناری
|
|
|
| |
|
کلام امیر سخن |
| به نام حضرت دوست
چندی قبل کتابی را مطالعه می کردم به چند جمله رسیدم که مرا نه لحظاتی و ساعاتی بلکه روزها به شدت در فکر فرو برد.
این جملات را مرحوم شیخ صدوق از یکی از اکابر نقل کرده است. حقیقتاً که گوهر شناس قابلی می خواهد تا بتواند از اعماق دریای معرفت امیر کلام چنین گوهر هایی را صید نماید. عیناً همان جملات را از کتاب خصال صدوق نقل میکنم و تفسیرش را واگذار میکنم به نگرش خوانندگان عزیز. باری خوف ان دارم که بجای تفسیرش تخریبش سازم.
نه جمله بدیع و بی نظیر از امام علی علیه السلام نقل شده که این نه جمله چشم بلاغت را کور کرده و گوهر های حکمت را یتیم کرده و همه مردم را از اوردن مانند ان ناتوان ساخته است؛ سه جمله ان در مناجات و سه جمله در حکمت و سه جمله در ادب است:
اما مناجات: الهی عزت من همین بس که بنده توام/و افتخارم همین بس که تو پروردگار منی/خدایا تو همانی که من دوست دارم پس قرار ده مرا همانی که تو دوست داری!
اما حکمت: ارزش هرکس همان چیزی است او نیکو می دارد (و برایش ارزش قائل است)/شخصیت هر کس در زیر زبانش نهفته است./کسی که قدر خود شناخت هلاک نشد.
اما ادب: به هرکس که خواهی کمک کن(بدون چمشداشت) که امیرش می شوی/احتیاجت را نزد هرکس که میخواهی ببر که اسیرش می شوی/از هر کس که خواهی بی نیاز شو که نظیرش(همتایش در بی نیازی)می شوی.
حقاً که باید گفت امیر کلام، کلام امیر(ع) است همانطور که خدای کلام کلام خداست.
متن عربی و ادرس در ادامه مطلب... ادامه مطلب
+ نوشته شده درچهارشنبه 1390/06/30ساعت 15:2توسط اناری
|
|
|
| |
|
خواب سنگین طبیعت |
| الناس نیام اذا ماتوا انتبهوا (امام علی ع)
مردم به خواب رفتگانند وقتی مردند از خواب بیدار می شوند.
کسی که به خواب رفته گذر زمان را اصلا درک نمی کند.
در ایات شرفه قران امده است که وقتی از اصحاب کهف پرسیده شد که چقدر خوابیده اند در جواب گفتند: یک روز یا نیم روزی خواب بوده اند در حالی که حدود 300 سال خوابیده بودند یعنی انسان در خواب نمی تواند تشخیص دهد که چقدر خوابیده است. ولی کسانی که بیدارند و در اطراف ما هستند در ک میکنند که ما چقدر خوابیده ایم.
اما مقیاسهای سنجش زمان خودنیز دارای ابهام هستند یک روز چقدر است؟
12 ساعت چقدر است؟ ساعت و روز و سال همه و همه با توجه به هم و نسبت به هم میتوانند بکار روند اما هیچ یک واقعا زمان را نشان نمی دهند چون اصلا زمان دارای ابهام است.
زمان را باید با معیاری فرازمانی سنجید والا دور لازم می اید به عبارت دیگر زمان با زمان قابل سنجش نیست بلکه با معیاری دیگر باید سنجیده شود. زمان مقدار حرکت یا به قول صدرا بعد چهارم جسم است یعنی زمان ماده در هم تنیده هستند.
بگذریم, چرا مرگ زمان را معین میکند و زندگی دنیوی را به منزله خوابی قرار می دهد؟
پاسخ در کلام گهر بار امام العارفین(ع) روشن میشود؛ دلیلش این است که در دنیا در خواب سنگین طبیعت بودی و در فرصتی که به تو دادند بیدار نشدی!
مرگ, تو را به زور بیدار نمود ولذا جان دادن و جان کندن بسیار سخت است. مانند کسی که در خواب عمیق است و بخواهی او را به سختی بیدار نمائی اما... این کجا و ان کجا!
انقدر سخت است که سید الساجدین(ع) برای ان لحظه میگرید: ابکی لخروج نفسی ...
اللهم انی اعوذ بک من سکرات الموت...
+ نوشته شده درپنجشنبه 1390/02/29ساعت 19:10توسط اناری
|
|
|
| |
|
فرقه ها |
| به نام خدا
هیچ انسانی خالی از یک اندیشه نیست. این اندیشه میتواند از ناحیه پدر و مادر یا دوستان یا مراکز اموزشی و یا از ناحیه یک فرقه به انسان منتقل شده باشد.
اینکه انسان چه فکر یا اندیشه ای را می پذیرد به خود وی ارتباط دارد. اما در این بورس تفکراتَ فرقه هایی وجود دارند که اندیشه های خود را به انسان تحمیل میکنند.
هدف انها بهره برداری مالی سیاسی اجتماعی تبلیغی و... است.
اما در دهه کنونی که بسیاری انرا دهه بحران معنویت میدانند اندیشه های جدیدی به نام عرفان و معنویت خود را عرضه کرده اند؛ البته در میان مطالب ناب و درستی که در میان انها وجود دارد مطالب غلط و نادرست نیز بسیار است.
از کجا و با چه معیاری میتوان مدعیان اندیشه های دروغین را باز شناخت؟
اسلاید زیر میتواند در این زمینه مفید باشد.
دانـــــــــلود
+ نوشته شده درجمعه 1390/01/26ساعت 22:11توسط اناری
|
|
|
| |
|
اخرین کلام سال 89 |
|
یک تصمیم بزرگ
لحظاتی قبل از سال نو
دهه هشتاد هم گذشت , روز 89 سال را با حسن ظن به پروردگار شروع کردیم و اثار انرا در زندگی مشاهده کردیم؛ اینک فصلی جدید در راه است. البته زمان و حرکت و مکان اموری موهومند خود ما هم موهوم و متوهم هستیم؛ چیزی که هست ذات مقدس الهی است.
حسن روی تو به یک جلوه که در اینه کرد این همه نقش در ایینه اوهام افتاد
هر لحظه که فرض کنی مرحله ای جدید در زندگیست مراحل قبلی گذشته اند و مراتب بعدی هم که نیامده اند. "الان" تنها لحظه ایست که فکر و ذهن تو را در خود جای داده است.این لحظه جدید میتواند منشا یک تصمیم بزرگ در زندگی باشد.
ایا تصمیمات و نیتها در استانه تحویل سال نو میتواند مسیر جدیدی را فرا روی انسان قرار دهد؟ بدون شک همه نتایج زندگی در گرو نگرش و باور او به عالم هستی است؛ چیزی که می تواند سختیها را اسان, غصه ها را شیرین و لذتها را جاودانه سازد گرفتن یک"تصمیم بزرگ"در زندگی است.
شاید اگر این سال را با این نیت شروع کنیم که خودمان خودمان باشیم یک تصمیم بزرگ گرفته ایم, درست است که باید با اجتماع تعامل کنیم, با اجتماع زندگی کنیم و بیشتر دستورات اسلام اجتماعی است اما هیچ الزامی نیست که باورهای نادرست اجتماع را قبول کنیم. پس وجود خویش را از باورهای اجتماع عاریه نگیر!
واقعاً اگر به این باور برسی که خودت خودت هستی, چه لذت و ابتهاج و سروری به تو دست خواهد داد؟
اگر به این باور برسی غبطه چه چیزی را خواهی خورد؟ غبطه قطعه سنگی که در بیابانی وسیع بی توجه به اطراف خودش در بهت و حیرتی عمیق فرو رفته؛ یا سنگریزه ای که که بر لب ساحل به نظاره جلال و جبروت بی انتهای دریا نشسته؛ ویا ستاره ای که میلیونها سال نوری پرتو افشانی کرده و دل سیاه تاریکی را شکافته تا شاید راهنمای گمراهی در تاریکی ضلالت گردد...
اگر بدانی میلیاردها عامل در میان موجودات عالم هستی دست به دست یکدیگر داده تا تو را به عالم وجود تقدیم دارند ولحظه شکوهمندی را انتظار میکشند که با تمان وجودت بگوئی: الحمدلله الذی...
پس خودت باش واز حضور در افریدگان لذت ببر!:
بلبلی برگ گلی خوشرنگ در منقار داشت واندر ان شور ونوا خوش ناله های زار داشت
گفتمش در عین وصل این ناله و فریاد چیست گفت ما را جلوه معشوق در این کار داشت
بهار طبیعت مایه رویش اندیشه تان باد.
+ نوشته شده دریکشنبه 1389/12/29ساعت 23:17توسط اناری
|
|
|
| |
|
دنیــــــــــا |
| بازی دنیا عجیب ترین بازی دنیا
برای دیدن قواعد این بازی اینجا کلیک کنید
+ نوشته شده درجمعه 1389/12/06ساعت 20:6توسط اناری
|
|
|
| |
|
گریه |
| از ریشه بکاء 7 مورد در قران ذکر شده است.
گریه واژه ای اشنا در فرهنگ ناب شیعه است در ادعیه خداوند تبارک و تعالی با عنوان یا حبیب الباکین خطاب شده است و امام علی (ع) در دعای شریف کمیل می فرمایند: ارحم من راس ماله الرجاء و سلاحه البکاء
جای این سؤال است که برای چه جیزی باید گریه کرد؟
در جواب به این سوال ذکر مقدمه ای لازم است:
انسان در دو میدان باید جهاد کند؛ یکی میدان جهاد اصغر که در اسلام در مواردی لازم می شود و لزومآ به دستور امام معصوم واجب می گردد.
دومین جهاد جهاد اکبر است که در تمام عمر بر هر کسی واجب و در زمان غیبت و حضور امام معصوم واجب است. جهاد اکبر همان جهاد با نفس است که در همه مکانها و زمانها و عرصه ها واجب است و همه احکام شریعت اسلام برای همین مقصود است.
با توجه به این مقدمه باید گفت که سلاح جهاد اصغر، اهن است ولی سلاح جهاد اکبر، آه است و هر که اه و گریه اش بیشتر در این جهاد پیروزتر است.
گریه ای که از روی غصه و غم است و به اصطلاح برای سبک شدن است، گریه ارزشمندی نیست. انسان باید از حزنش گریه کند نه در حزنش؛ چه چیزی باعث شده که من غمگین شوم؟اگر به خاطر اینکه چیزی را از دست داده ام یا به من توهین شده گریه کردم، باید به خاطر این گریه گریه کنم که چرا به مقام رضا نرسیدم. اگر او(ذات لایتناهی الهی) جمیل است و کامل و من او را دارم پس چیزی را از دست نداده ام چون او را دارم پس گریه ام از ضعف و حقارت من است و برای این باید گریه کنم نه از دست دادن چیزی.
نسبتی دارند با هم اب و گل گریه میشوید غبار از چشم دل
+ نوشته شده دردوشنبه 1389/10/06ساعت 12:18توسط اناری
|
|
|
| |
|
نجوم |
|
به نام خدا
تابستان 89 مصادف شد با ماه مبارک رمضان عده ای از دوستان درخواست کردند مباحث نجومی طرح شوند و برای استهلال هلال ماه مبارک اطلاعاتی داشته باشند کلاسهایی برگزار شد و اسلاید هایی در این باره تنظیم گردید. اسلایدها اگر چه بسیار ناقص است اما خاطرات ان تابستان را با خود تداعی مینماید. میتوانید انها را از اینجا دریافت دارید
+ نوشته شده دریکشنبه 1389/06/28ساعت 16:48توسط اناری
|
|
|
| |
|
شخصیت1 |
| بنام خدا
یکی از درخشانترین مباحث معرفتی در حوزه دین مباحث مربوط به معرفت نفس است در این باره چند اسلاید که با پاورپوینت2007 نگارش یافته تقدیم می شود.
برای دریافت ایــــــــنجا را کلیک کنید.
+ نوشته شده درشنبه 1389/06/27ساعت 18:16توسط اناری
|
|
|
| |
|
شاهدان اعمال |
| بنام خدا
انه علی کل شیء شهید
یکی از عوامل بی توجهی انسان نسبت به اعمالشَ بی خبری او از شاهدان اعمال خویش است برای شناخت شاهدان اعمال و در یافت اسلاید ان ایـــــــــــنجا کلیک کن
+ نوشته شده درشنبه 1389/06/27ساعت 16:1توسط اناری
|
|
|
| |
|
|
| یا حبیب الباکین
کمی از بحر طویلی که کمی نیمائیست
یادم آمد شب بی چتر وکلاهی که به بارانی مرطوب خیابان زدم آهسته و گفتم چه هوایی است خدایی من و آغوش رهائی سپس آنقدر دویدم طرف فاصله تا از نفس افتاد نگاهم به نگاهی ، دلم آرام شد آنگونه که هر قطرهء باران غزلی بود نوازش گر احساس که می گفت فلانی! چه بخواهی چه نخواهی به سفر می روی امشب چمدانت پر باران شده پیراهنی از ابر به تن کن وبیا! پس سفر آغاز شد و نوبت پرواز شد و راه نفس باز شد و قافیه ها از قفس حنجره آزاد و رها در منِ شاعر منِ بی تاب تر از مرغ مهاجر به کجا می روم اقلیم به اقلیم خدا هم سفرم بود و جهان زیر پرم بود سراسر که سر راه به ناگاه مرا تیشهء فرهاد صدا زد :نفسی صبر کن ای مرد مسافر قسمت می دهم ای دوست سلام من دلخستهء مجنون شده را نیز به شیرین غزلهای خداوند به معشوق دوعالم برسان. باز دلم شور زد آخر به کجا می روی ای دل که چنین مست ورها می روی ای دل مگر امشب به تماشای خدا می روی ای دل نکند باز به آن وادی...مشغول همین فکر وخیالات پر از لذت و پر جاذبه بودم که مشام دل من پر شد از آن عطر غریبی که نوشتند کمی قبل اذان سحر جمعه پراکنده در آن دشت خداییست.
دو
چشم وا کردم وخود را وسط صحن وسرا ، عرش خدا، کرب وبلا ، مست و رها در دل آیینه جدا از غم دیرینه ولی دست به سینه یله دیدم من سر تا به قدم محو حرم بال ملک دور و برم یک سره مبهوت به لاهوت رسیدم چه بگویم که چه دیدم که دل از خویش بریدم به خدا رفت قرارم نه به توصیف چنین منظره ای واژه ندارم سپس آهسته نشستم،و نوشتم (فقط ای اشک امانم بده تا سجدهء شکری بگذارم )که به ناگاه نسیم سحری از سر گلدستهء باران واذان آمدو یک گوشه از آن پردهء در شور عراقی و حجازی به هم آمیخته را پس زدو چشم دلم افتاد به اعجاز خداوند به شش گوشهء معشوق خدایا تو بگو این منم آیا که سراپا شده ام محو تمنا و نماشا فقط این را بنویسید رسیده است لب تشنه به دریا دلم آزاد شد از همهمه دور از همه مدهوش غم وغصه فراموش در آغوش ضریح پسر فاطمه آرام سر انجام گرفتم.
سه
...
شعر از: سید حمید رضا برقعی
وبلاگ
+ نوشته شده دریکشنبه 1389/05/24ساعت 17:45توسط اناری
|
|
|
| |
|
ماه رمضان |
| ...و قل رب زدنی علماً(طه 114)
سلام بر نسیم رحمت الهی، سلام بر رمضان
رمضان؛ کوتاه ترین ترم گذراندن واحد های عقب افتاده عبودیت، سحرهای ابوحــــمزه و افطاریهای ربنـــــــا، روزهای سکوت و در خود فرو رفتن و شبهای گریه و از خود بدر شدن، بازار داغ کسب حسنات و مغازه های خلوت جلوه فروشی، اذان شادی شروع و اتمام وظیفه، مساجد شلوغ ذکر و خلوت انس، صدای دلنشین قران و ادعیه، خودنمائی خرما و بامیه و اب جوش بر سر سفره افطار، نگاه تقدیم رحمت و رافت پدر و مادر به فرزندان و...بیــــــــــــــــنهایت بهانه برای برای چشیدن طعم بندگی.
رمضان ای ماه خدا: انتظار یکساله ام در انتظار رؤیت هلالت نه ماهها و نه روزها بلکه ثانیه ها را می شمارد. بر سر سفره امسالت مرا در کنار خوبانت بنشان که بیش از همه چیز مشتاق جرعه ای معرفتم.
+ نوشته شده دریکشنبه 1389/05/17ساعت 20:39توسط اناری
|
|
|
| |
|
یا مهدی |
السلام علیک یا ابا صالح المهدی
به بهانه فرا رسیدن هزار و صد و هفتاد و ششمین سال ولادتش:
او می اید... اما کی؟
کی چشمان منتظر و خسته مان به لیاقت دیدن جمالش می رسند؟
کی؟ کی؟...
همه منتظر زمانی هستیم که او رخ بنماید و افتاب جمالش سرزمین بی فروغ جامعه بشری را منور کند و کلبه تاریک غمها و رنجهای دوران غیبت را به نور حضور خویش روشنائی دهد و زخم تنهائی و غربت انسان را التیام بخشد.
اما غافل از اینکه این زمان نیست که ظهور را نزدیک میکند و این علائم ظهور نیستند که زمان را تشخص میدهند برای حضور یار؛ زیرا مهدویت حقیقتی فرا زمانی است و این در زمان خاصی نمی گنحد به تعبیر فنی تر: زمان فقط ظرف ظهور است نه قیدی برای ان، ولذا طهور در هر زمانی می تواندمحقق شود و این شرائط هستند که قید حضور، و مقوم ان هستند.
اگر در لسان ائمه اطهار علیهم السلام از تعیین زمان دقیق ظهور نهی شده است دلیلش همین است که زمان خصوصیت خاصی ندارد که در ان ظهور تحقق یابد بلکه این شرائط هستند که حضور را تجلی می بخشند و این شرائط هم کاملاًدر روایات ما امده است.
ظهور زمانی اتفاق می افتد که وجدان جمعی بشر بیدار شده باشد و ظلم به یک فرد در سراسر کره ارض را ظلم به همه بشریت بداند. زمانی که درد غربت و تنهائی را همه انسانها حس کنند. زمانی که ظلم دجالها به اوج خود برسد و بشر دیگر ان ظلم را تحمل نکند. وقتی که من رنگ ببازد و ما جای انرا بگیرد. وقتی که...
اری زمانd که این شرائط فراهم شود ظهور امری قطعی و لایتخلف خواهد شد ولی این شرائط حصولی نیستند و تحصیلی اند، به دیگر سخن، این شرائط خود به خود بدست نمی ایندبلکه باید انها را فراهم اورد و این معنای صحیح انتظـــــــــار است.
همه این حرفها را مقدمه قرار دادم تا از خود بپرسم:
تو چقدر منتظری؟؟؟
اللهم عجل لولیک الفرج
+ نوشته شده دردوشنبه 1389/05/04ساعت 10:32توسط اناری
|
|
|
| |
|
قطعه ای از امام(ره) |
|
تکـــــــــرار مکــــــــــررات
دیوان گرانسنگ امام دلها را ورق تفأل میزدم به قطعه ای عجیب برخوردم؛ امامی که در عمق فلسفه و عرفانش و در انسان کامل بودنش هیچ شکی نیست چگونه خود را خطاب قرار داده است!!! امام را اکثر مردم به عنوان یک رهبر سیاسی اگاه میشناسند. اما از میان همه جملات زیبا در وصف امام، جمله ای گویاتر از این ندیدم: خمینی خلاصه همه خوبیهاست. (مقام معظم رهبری) اما قطعه ای از اشعار امام که انسان را سخت به تأمل وامی دارد؛ ای وازده ترّهات بس کن تکرار مکررات بس کن بربند زبان یاوه گوئی بشکن قلم ودوات بس کن ای عاشق شهرت دغل باز بس کن تو خزعبلات بس کن گفتار تو از برای دنیاست پیگیری مهملات بس کن بر دار تو دست از سرما تکرار مکررات بس کن تکرار مکررات بس کن تکرار مکررات بس کن
...وسلام بر بندگان خداوند که بی نام ونشانند.اولیائی تحت قبائی لا یعرفهم غیری. توضیح: این قطعهء غزل گونه که به سبک عراقی است، در 7 اردیبهشت1366سروده شده و بر وزن: مفعولُ مفاععلن فعولن است. ترّهات در مصرع اول به معنای اباطیل و سخنان بیهوده و پوچ است.
+ نوشته شده درسه شنبه 1389/04/01ساعت 19:24توسط اناری
|
|
|
| |
|
ذکر |
| واذکر ربک اذا نسیت(کهف24)
خواجه عبدالله انصاری در مورد ذکر میکوید:
ذکر سه است, ذکر به لسان, ذکر به جنان و ذکر به جان.
ذکر به لسان عادت است و ذکر به جنان عبادت است وذکر به جان نشان سعادت است.
انکه در عالم جسم باشد ذکر وی عادت است, و انکه در عالم صفت بوَد یاد وی عبادت است
وانکه مستغرق ذات بودیاد او به جان است اما ذکر حقیقی ان است که مصحف قدیم نسیان گردد و بیان نور رسالت تبیان گردد

+ نوشته شده دریکشنبه 1389/03/09ساعت 12:25توسط اناری
|
|
|
| |
|
ملامــــــــــت |
وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِم (المائدة :54)
اجتماع؛ اعتبار یا حقیقت؟
بخش زیادی
از شخصیت ما را اجتماع می افریند: توقعات افراد اجتماع، خواسته های دوستان و
مطالبات خویشاوندان(همسر، فرزندان، پدر و مادر و...) همه برای ما اقتضائاتی ایجاد
میکند که گاهی مطابق میل ما نیست و چه بسا برای ما مضر و خطرناک هم هست چون ارزشهای
اجتماعی غالبا غلط و حاصل توهمات است.
پول
داشته باشی برایت شخصیت کاذبی ایجاد میکند، خواه عقل داشته باشی یا نه؛ خوش هیکل
باشی فرقی نمیکند اخلاق داشته باشی یا نه؛ تظاهر کنی خواه درست باشد یا دروغ: اهل
تعارف کردن باشی خواه راضی باشی یا خیر.
اما این
ارزشهای اجتماعی که اعتباری است از تو یک سراب بازیگر میسازد که در ورای آن هیچ شخصیتی
وجود ندارد.
توقعات
همنوعان، انسان را برده ای بی اراده میکند و
انتظارات موجود بینهایت، از او انسانی بینهایت می افریند.
دین شخصیت
افرین است، چون باید انجام بدهی انتظارات اجتماع مانع از انجام واجبات تو نمی
شود و تورا از ورطه از خود بیگانگی نجات میدهد.
این
معنای ایه شریفه مذکور است: مومنان از ملامت ملامت کنندگان نمی هراسند.
اى كسانى كه ايمان آوردهايد، هر كس از شما از دين خود
برگردد، به زودى خدا گروهى [ديگر] را مىآورد كه آنان را دوست مىدارد و آنان
[نيز] او را دوست دارند. [اينان] با مؤمنان، فروتن، [و] بر كافران سرفرازند. در
راه خدا جهاد مىكنند و از سرزنش هيچ ملامتگرى نمىترسند. اين فضل خداست. آن را به
هر كه بخواهد مىدهد، و خدا گشايشگر داناست(مائده 54)
+ نوشته شده درپنجشنبه 1389/01/05ساعت 22:13توسط اناری
|
|
|
| |
|
آخرین یادداشت سال 88 |
به نام نامی مسمای همه اسماء هستی
...و الی حسن الظن بی فلیطمئنوا(امالی صدوق صفحه238)
در واپسین لحظات سال 88 هستیم، عید
میاید و بزودی سال جدید هم به پایان میرسد.
بهار؛ طبیعت را میرویاند، اما چه
سود که دوباره انرا میمراند به قول حاافظ:
بهار عمر خواه ای دل وگر نه این چمن هر سال چو نسرین صد گل ارد بار چون بلبل هزار ارد
چگونه
میتوان همراه با بهار طبیعت، دل را هم بهاری کرد؟
شاید
حسن ظن به پروردگار یگانه، همه چیز را تغییر دهد ما بنده اوییم همه عالم هستی را
برای ما و در جهت رسیدن به سعادت ما افریده است
حسن
ظن به او زیباترین رابطه بین خالق و مخلوق است چرا که خود او فرموده فقط به حسن ظن
به من تکیه کنید نه به عبادت و بندگیتان.
قطعا
یکی از شعبه های حسن ظن به او حسن ظن به بندگان اوست:
جز هنر از تو ندیدم من وتو عیب مرا هر که در اینه آری نگرد صورت خویش
به همان چشم همان دیده که در من نگری به همان دیده خدایت نگرد ای درویش
حسن ظن به خدا انقدر مهم
و تاثیر گذار است که یکی از اصحاب امام کاظم می گوید:
در بین صفا ومروه پشت سر
امام حرکت می کردم ببینم چه دعایی میکند، شنیدم که امام فقط این دوجمله را تکرار
میکند: 1خدایا از تو میخواهم که حسن ظن در مورد خودت در هر حال را به من عطا
فرمائی.
2- خدایا به من صدق نیت
را در توکل به خودت ارزانی دار.(وسائل الشیعه
جلد13 صفحه542)
بیائیم سال نو را با حسن ظن و خوش گمانی به
او شروع کنیم
خدایا:
در
آستانه تحویل سال نو فقط به خوش گمانی به تو تکیه کرده ایم، دل ما را به سوی خودت
متوجه کن. .jpg)
حول
حالنا الی احسن الحال
+ نوشته شده درپنجشنبه 1388/12/27ساعت 21:52توسط اناری
|
|
|
| |
|
اینه و عینک/@-@\ |
عینک
یا أبا ذر ، من كان ذو وجهين ولسانين في الدنيا ، فهو ذو
لسانين في النار( الأمالي- الشيخ الطوسي ص 537 )
عینک قیافه ات را به هم میریزد
عینک انطور که بخواهی نشان میدهد نه انطور که
هست
برای استفاده از عینک باید به به ان سواری
بدهی و وزنش را تحمل کنی
با عینک فقط میتوان دیگران را دید نه خود را
عینک در نور افتاب تغییر رنگ میدهد و در
گزارش نور صادق نیست
از پشت عینک زیبائی چشمانت نمایان نمیشود
عینک با جلو وعقب رفتن اندازه ها را تغییر
میدهد و تورا دچار اشتباه میکند
عینک...!!!؟
براستی: ایا تو برای دوستانت اینه ای یا عینک؟؟؟
+ نوشته شده درشنبه 1388/12/22ساعت 11:55توسط اناری
|
|
|
| |
|
اینه و عینک[_] |
المومن
مراة المومن
اینه ساده است و بدون پیچیدگی, فقط یک شیشه اندود شده
اینه صاف است و بی تموج
اینه نور را منعکس میکند وتاریکی را مضمحل
اینه عیوب را اغراق نمی کند ونیکیها را کوچک جلوه نمیدهد
اینه فقط رویارو ارتباط
برقرار میکند
اینه بی زبان است ولی گویا تر از هر متکلم
اینه انقدر پاک وشفاف زلال است که از دستش دلگیر نمی شوی
اینه دلنازک است و شکستنی اما هیچ گاه تحت تاثیر واقع
نمیشود
اینه فقط دیگر نماست و اصلا خود نمائی نمیکند
اینه به قدر عمق نگاهت نشان میدهد, هر چه عمیقتر نگاه کنی
عمیتر خودت را میبینی
اینه از مصاحبت با تو خسته و ملول نمیشود
اینه به اندازه اشتیاق تو به خودت مشتاق توست
پس:
اینه گر عیب تو بنمود راست خود شکن ایینه شکستن خطاست 
فیلسوف بزرگ شرق علامه طباطبائی در مورد اینه میگوید:
اینه از عجیبترین وشگفت انگیزترین عنایات حق تعالی به انسان است.
+ نوشته شده درجمعه 1388/12/21ساعت 21:58توسط اناری
|
|
|
| |
|
الدهر یجدد الامال |
شناخت روزگار
خیز
تابر کلک ان نقاش جان افشان کنیم کاین همه نقش عجب در
گردش پرگار کرد
زیبایها؛
عالم هستی را بوجود میاورد و انها را به رنگ بدیعی رنگ امیزی کرده و هر روز رنگها
را تغییر داده و پرده جدیدی را به نمایش میگذارد.
طبیعت
انقدر با صبر و حوصله طرحها را عوض میکند که کسی متوجه تغییرات نمی شود, روی همین
صبر و حوصله زیاد است که همه را به بازی گرفته انسانها بازیچه اوییند بی انکه خود
بدانند.
عده
ای به خیال خود مشغول طرح و نقشه اند گروهی به طرح های خیال خود دلبسته اند
وجماعتی هم به نظاره نشسته اند.
اما
تابلوئی زیبا از نظر یک ناظر دقیق:
فناء
الدنیا
دست
همه را کر فته اند و هر ساعت انها را چند قدم به نیستی و فنا نزدیک میکنند, اما
هیچ کس از دست ان فرار نمیکند و عده ای در این جهت شتاب هم دارند.
و
تصرف لاحوال
هر
روز خاطره ای جدید ایجادمی شود؛ دیروز فقیر و بی بضاعت ...و امروز سواره و غنی
و... دیروز صاحب ملک شهرت و امروزتهی دست و منفور, حقیر و پایمال همه افراد اجتماع...
...و امروز بزرگ و سرور و بی توجه به
زیردستان... اما فردا...!؟
والافات
التی لاامان لها
همه
دریافته اند که سلامتی ناپایدار است و تلخی مرض, گریبان مستی سلامت را خواهد
گرفت و جوانی غرور و خود پسندی خانه خود را به پیری ور شکستگی و فرسودگی خواهد
سپرد و در اخر... مرگ سیر خاطرات را متوقف خواهد کرد.  اری
همه این را میدانند اما...بی توجه و غافل.
راستی
در زمستان سرد آفتهای زندگی چه کسی آسوده خاطر است؟؟؟؟
کسی
که بهار سرسبزی سلامت و جوانی را با تلاش و کوشش و جدیت پس انداز کرده است.
راستی
تو با روزگار چگونه ای؟ ادامه مطلب
+ نوشته شده درشنبه 1388/12/15ساعت 21:52توسط اناری
|
|
|
| |
|
دنیای رنگها |
شناخت رنگها صبغه الله و من احسن من الله صبغه رنگ خدا: چه رنگ زيبايي!؟ چه عالم رنگارنگ و زيبايي! رنگها در محدوده خود نمايان و به يكديگر تجاوز نميكنند هر چه كمرنگتر، ارامتر و دلنوازتر؛ و هر چه پر رنگتر، مزاحم يكدگر و نافي همديگر به قدري كه سياه سفيد با هم در تضادند، سفيد و زرد با هم دشمني ندارند؛ و به اندازه اي ابي كمرنگ و فيروزه اي با هم خويشاوندي دارند، ابي و قرمز مهربان نيستند. راستي" كدام رنگ بيشتر به چشم مي ايد؟ رنگي كه در ميان ساير رنگها حضور كمتري دارد. اگر تو حواستي يك اجتماع را رنگ اميزي كني، خودت را چه رنگي ميزني؟؟ جز يكرنگي!چه رنگي زيبنده خداست؟؟ جز بيرنگي!
ادامه مطلب
+ نوشته شده دردوشنبه 1388/11/19ساعت 20:34توسط اناری
|
|
|
| |
|
کلام نخست |
|
به نام خدا
امام علی (ع):
شخصیت انسان زیر زبان او نهفته است.
بدوران دو کس را اگر دیدمی بدور سر هر دو گردیدمی
یکی انکه گوید بد من به من دگر انکه پرسد بد خویشتن
+ نوشته شده دردوشنبه 1388/07/06ساعت 23:53توسط اناری
|
|
|
| |